۲۷ اوت ۲۰۲۶ – در مطالعهای که اخیراً برای انتشار در نشریه Scientific Reportsپذیرفته شده است، پژوهشگران ارتباط بین استفاده از داروهای ضد فشارخون (AHMs) که از «سد خونی-مغزی (BBB)» عبور میکنند و داروهایی که از این سد عبور نمیکنند را با خطر ابتلا به زوال عقل (دمانس) بررسی کردند.
زوال عقل یک چالش سلامت بزرگ در سطح جهان است و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۵۰، ۱۵۲ میلیون نفر را تحت تأثیر قرار دهد. فشارخون بالا یکی از عوامل خطر قابل اصلاح است که با زوال عقل و کاهش توانمندیهای شناختی مرتبط است و مدیریت آن نقشی حیاتی در کاهش خطر زوال عقل ایفا میکند. داروهای ضد فشارخون به دلیل پتانسیل «محافظت عصبی (neuroprotective)» مورد توجه قرار گرفتهاند؛ این امر نشان میدهد که نقش آنها در پیشگیری از زوال عقل ممکن است فراتر از تنظیم فشار خون باشد.
مطالعات مشاهدهای نشان میدهند که داروهای ضد فشارخون که از سد خونی-مغزی عبور میکنند، ممکن است محافظت عصبی بیشتری نسبت به داروهای غیرقابل عبور داشته باشند. با این حال، شواهد حاصل از کارآزماییهای بالینی تصادفیسازی شده در این زمینه کم است. علاوه بر این، اگرچه داروهای ضد فشارخون عموماً از نظر اثربخشی در کاهش فشار خون معادل در نظر گرفته میشوند، اما اثرات گستردهتر آنها بر پیشگیری از زوال عقل در گروههای دارویی مختلف هنوز بهخوبی تعریف نشده است.
دربارهٔ این مطالعه
در این پژوهش، محققان خطر زوال عقل را در میان مصرفکنندگان داروهای ضد فشارخون (با قابلیت عبور و بدون قابلیت عبور از سد خونی-مغزی) مقایسه کردند. آنها از دادههای مطالعهٔ «۴۵ سال به بالا» استفاده کردند که شامل ۲۶۷,۳۵۷ فرد بالای ۴۵ سال در نیو ساوت ولز استرالیا بود. دادههای دموگرافیک، سلامت و رفتاری از طریق نظرسنجیهای پایه و پیگیری، به سوابق بیمارستانی، مراجعات سلامت روان، مراجعات به بخش اورژانس، دادههای تجویز دارو و سوابق مرگومیر متصل شد.
شرکتکنندگان مبتلا به فشارخون بالا که بین ژانویه ۲۰۰۴ تا ژوئن ۲۰۲۲ درمان خود را با داروهای عبورکننده یا غیرعبورکننده از سد خونی-مغزی آغاز کرده بودند، وارد مطالعه شدند. افرادی که قبل از تشخیص فشارخون، دچار زوال عقل شده بودند، از مطالعه حذف شدند. داروهای مورد بررسی شامل بتا-بلاکرها (BBs)، مهارکنندههای آنزیم تبدیل آنژیوتانسین (ACEIs)، بلوککنندههای گیرنده آنژیوتانسین II (ARBs) و مسدودکنندههای کانال کلسیم (CCBs) در هر دو حالت (با عبور و بدون عبور از سد خونی-مغزی) و همچنین داروهای تیازیدی بودند.
یافتههای مطالعه
در مجموع ۸۵,۳۶۳ شرکتکننده واجد شرایط بودند. پس از تطبیق گروهها، هر گروه شامل ۳۳,۳۰۵ نفر با میانگین سنی ۶۶.۹ سال و میانگین پیگیری ۱۱.۹ سال بود.
میزان بروز زوال عقل و نرخ مرگومیر بهدلیل تمام علل و بهدلیل زوال عقل در هر ۱۰۰۰ نفر-سال، برای استفاده کنندگان از داروهای عبورکننده از سد خونی-مغزی به ترتیب ۶.۷، ۲۱.۴ و ۲.۸ بود؛ در حالی که این اعداد برای استفاده کنندگان از داروهای غیرعبورکننده به ترتیب ۸.۱، ۲۶.۲ و ۳.۴ گزارش شد. استفاده کنندگان از داروهای عبورکننده از سد خونی-مغزی، بهطور معناداری خطر کمتری در هر سه مورد داشتند (نسبت خطر یا HR برای زوال عقل: ۰.۸۴؛ برای مرگومیر کلی: ۰.۸۳؛ و برای مرگومیر ناشی از زوال عقل: ۰.۸۵).
در تحلیلهای زیرگروهی، مصرفکنندگان هر دو جنس (زن و مرد) که از داروهای عبورکننده استفاده میکردند، خطر کمتری داشتند. در بررسی گروههای دارویی، مشخص شد که داروهای ARBو بتا-بلاکر (BB) که از سد خونی-مغزی عبور میکنند، در مقایسه با همتایان غیرعبورکننده خود، با کاهش معنادار خطر زوال عقل همراه بودند. با این حال، تفاوت معناداری بین داروهای مسدودکننده کانال کلسیم (CCBs) یا ACEIs عبورکننده و غیرعبورکننده مشاهده نشد.
نتیجهگیری
بهطور خلاصه، استفاده از داروهای ضد فشارخون که از سد خونی-مغزی عبور میکنند، با ۱۶ درصد کاهش خطر زوال عقل در مقایسه با داروهای غیرعبورکننده همراه بوده است. در این میان، بتا-بلاکرها و ARBها قویترین ارتباط را با کاهش خطر نشان دادند.
محدودیتهای این مطالعه شامل طراحی مشاهدهای (که امکان اثبات رابطه علت و معلولی را سلب میکند)، احتمال وجود عوامل مخدوشکننده باقیمانده، عدم تفکیک زیرگروههای مختلف زوال عقل و کمبود دادههای دقیق درباره شدت فشارخون است. در مجموع، نتایج این مطالعه نشان داد که قابلیت عبور از سد خونی-مغزی میتواند در انتخاب داروهای ضد فشارخون (بهویژه برای افراد مسن در معرض خطر) اهمیت داشته باشد، اگرچه این یافتهها هنوز برای هدایت تصمیمگیریهای بالینی بهتنهایی کافی نیستند.
منبع:
https://www.news-medical.net/news/20260827/Blood-brain-barrier-crossing-blood-pressure-drugs-linked-to-lower-dementia-risk.aspx